در این وبلاگ به انتشار تعالیم برخی از اساتید بزرگ معنوی از جمله اشو، کریشنامورتی، سای بابا، دون خوان، پائودالایی لاما، ایلیا.میم رام الله و ... پرداخته می شود.
صفحات
- قصار هایی از استاد ایلیا رام الله
- قصارهای کریشنا مورتی
- معرفی ایلیا رام الله
- ایلیا رام الله و برخوردها
- ایلیا رام الله معلم بزرگ
- نامه شاگردان ایلیا رام الله به رهبران جهان
- گفت و شنود با ایلیا رام الله
- ایلیا رام الله و تهاجم دشمنان
- تهاجم افراط گرایان مذهبی به اساتید معنوی جهان: دالایی لاما، پائولو کوئیلو، ایلیا رام الله، اشو راجنیش
- خورشید دیگری نشان دهید تا ما هم بپذیریم
- خبر دستگیری ایلیا میم رام الله
- ویژه نامه اختصاصی انعکاس در معرفی پیمان فتاحی
- تهاجم روحانیت تندرو ایران به استاد ایلیا میم – پیمان فتاحی
- بررسی کتاب آسیب شناسی عرفانهای نوظهور در ایران
- اخبار تکمیلی درباره ی بازداشت چهارمِ ایلیا رام الله
- نمایشگاه حوزه علمیه یا نمایشگاه شیطان
استاد ایلیا میم رام الله
پست های این وبلاگ
Sunday, May 20, 2012
Thursday, May 17, 2012
به راستی انسان به چیست؟ آیا انسان به حرف و عنوان و ادعاست؟
انسان به چيست؟
انسان به حرف نيست. به اسم و عنوان و ادعا نيست. آيا اگر
فردي لباس پادشاه يا گدا يا لباس نظامي يا روحانيون را برتن كند به صرف اين لباس
ميتوان او را پادشاه، گدا، نظامي يا روحاني دانست؟ اسمها و عناوين و ادعاها هم
مانند همين لباسها هستند. اما واقعيت تلخ آن است كه عموماً ادعاها و عناوين،
معادل واقعيت شمرده ميشود. يعني كسي كه عنوان گدا را به خود داده، گمان ميكند كه
گداست و ديگران هم غالباً همين گمان را دربارۀ او دارند. كسي كه مدعي عرفان و
روحانيت است و در آن جايگاه ايستاده يا اسمي به اين مضمون به او دادهاند يا خودش
به خودش داده، گمان ميكند كه اين حرفِ شوخي، واقعيت دارد. اگر در شناسنامۀ كسي
نوشته شده مسيحي يا اگر كسي مدعي است كه مسيحي است، فكر ميكند واقعاً مسيحي است
درحالي كه واقعاً اينطور نيست. آيا اگر كسي ماسك دلقك يا ماسك جلاد روي صورتش
گذاشت به اين معني است كه او دلقك يا جلاد است؟ ادعاها و گمانهاي انسان همين حالت
را دارند، مثل صورتكهايي هستند كه واقعيت در پشت آنها نهفته است. حرف و ادعا مثل
اين لباس است. مثل صورتك است؛ مهم آن است كه چه كسي دارد آن را ميگويد. اكثر مردم
فعلي و قبلي جهان معتقد بودهاند كه خداپرستند يا ايمان دارند اما اين عنوان
خداپرستي و ادعاي موحد بودن تا چه حد واقعيت دارد؟ اگر به معناي موضوع و به نشانهها
توجه كنيم شايد متوجه شويم كه بسياري از ما اساساً خداپرست نيستيم. پول پرستيم،
شيطان پرستيم، شهوت پرستيم، همسر پرستيم، فرزند پرستيم و چيزپرستيهاي ديگر.
همانطور كه دين انسان به شناسنامۀ او نيست، هويت انسان هم به ادعا و حرفهاي او
نيست.
اين ديوار خيالي را در خود بشكنيد و اين گمان موهوم را حفظ
نكنيد. من دزد هستم. من قاتل هستم. من قديس هستم. من راستگوترين انسانم. من
پادشاهم. من پيامبر هستم. من منتخب خدا هستم. من مسيح هستم. من رهبر جهان هستم. من
ديوانه هستم. دروغگو هستم. شياد و كلاهبردار هستم. من دزد هستم. من پليس هستم. من
خيلي كارها را نميتوانم. من هر كاري را ميتوانم. من آدم خوبي هستم.
همۀ اينها حرف است. همه اش ادعاست. صورتك است. لباس است. برچسب
است. ما آن چيزي نيستيم كه گمان ميكنيم هستيم. ما همان چيزي هستيم كه دانايي اش
را داريم.[1] نشانه هايش را داريم. توانش را داريم. اعمال و
محصولات ما مؤيد آن است.[2]
اگر روي دستگاهي نوشته بودند ضبط صوت يا اگر كسي گفت كه فلان دستگاه ضبط صوت است
اين الزاماً به آن معنا نيست كه آن ضبط صوت باشد. شايد ماشين رختشويي باشد. شايد
ضبط باشد اما از كار افتاده باشد و شايد هر چيز ديگري باشد غير از ضبط صوت. اما
اگر آن وسيله صدا ضبط كرد، اگر امكاني را كه از ضبط صوت انتظار ميرود، داشت، آن
وقت ميتوان به آن گفت ضبط صوت. ما داراي هزاران هويت دروغين و ساختگي و اندكي
هويت راستين هستيم. اين هويت راستين غالباً در زير هويتهاي دروغين گم شده است. هر
كسي در اصل خودش است اما چون زندگي اكثر ما از نوع اصلياش نيست پس خودمان نيستيم
بلكه غوطهور در نقشها و نقاشيها هستيم. انسان هميشه تمايل به راحتي دارد و
پيوسته سعي ميكند كه خيال خود را راحت كند. پس دوست دارد با هر توجيه استدلالي يا احساسي كه شده، خود را در
قالبي مورد قبول بپذيرد. اگر تقدس گراست دوست دارد خود را فردي با ايمان، مقدس، بي
گناه يا كم گناه و مانند اينها بداند. اگر ملي گراست ميخواهد خود را سرباز وطن،
فدايي وطن و تاحدي يك قهرمان بداند. بقيه هم به همين شكل. اما اينها همه ساختههاي
ذهني است. آتش تا آتش نزند، آتش نيست. نشانۀ آتش آنست كه بسوزاند، حرارت دهد و گرم
كند. فريب اسمها و ادعاها و عناوين را نخوريد. اين را از خودتان شروع كنيد و بعد
به ديگران توصيه كنيد. ما توهمي نيستيم كه دربارۀ خود بافتهايم يا برايمان بافتهاند.
سنگ محك انسان، دانايي و نوع شعور اوست. توانايي و نوع نيروي اوست. عمل و
رفتار اوست. زمان حال اوست. حالا او كيست و دارد چكار ميكند؟ از كبكي كه سر خود
را زير برف ميكند و طعمۀ شكارچي ميشود نياموزيم. عمري سر خود را زير برف ميكنيم،
و اگر از اين سر به زير برف، زمان زيادي بگذرد، برف يخ ميزند و منجمد ميشود و
ديگر سر از زير آن بيرون نميآيد بلكه انسان در همان حالت قبر ميشود.
يك عمر به خود گفتهاي من آدم خوبي هستم، من آدم با خدايي
هستم، من آدم چنين يا چناني هستم. تا دير نشده، تا برف يخ نزده سرت را بيرون
بياور. اطرافت را نگاه كن. نشانهها را ببين و خودت را محك بزن. ببين كيستي. اگر
ديدي چيز بدي هستي، شجاع باش. از قبول واقعيت نترس. اگر ديدي كه انسان نيستي،
اعتراف كن كه نيستي. اين اولين قدم انسان بودن است. اقتدار حرفها و عناوين دروغ را
بشكن.
اكثر پادشاهان تاريخ خود را بهترين انسانها ميدانستند.
بسياري از مردمان زمانه هم آنان را به اين نام و عنوان قبول داشتند. اما آيا اين
واقعيت داشت؟ در زمان هيتلر و چنگيز اكثر اطرافيان آنها و مردم تحت سيطره، آنها را
ميستودند و ستايش ميكردند و به آنها القاب و عناوين پر زرقوبرق ميدادند. اما
آيا اين ربطي به واقعيت داشت؟ آيا اگر گرگي را بياورند و روي پيشانياش بزنند
گوسفند يا لباس ميش را بر تن او كنند يا عدهاي توافق كنند كه به او بگويند
گوسفند، گرگ گوسفند ميشود؟ يك طبيب بايد علم طبابت را داشته باشد و بتواند
بيماران را درمان كند. اين علم و عمل و توانايي بايد باشد تا بتوان به كسي گفت كه
چنان است. آيا با كارت شناسايي يا لقب طبيب، كسي طبيب ميشود؟
اما زندگي اكثر انسانها عكس اين قاعده است و شجاع ترينها
كسانياند كه اين رسم دروغ را تعطيل ميكنند. فريب حقههاي سيستم عصبي هورموني را
نخوريد. مغز تمايل به راحتي دارد و به هويتي كه خود را در آن راحت بيابد... هر كسي
گفت كه من سالم هستم به اين معنا نيست كه بيمار نيست. كسي سالم است كه نشانههاي
بيماري را نداشته باشد و بلكه داراي نشانههاي سلامت باشد. اكثر انسانها بيمارند
و خوشا به حال كساني كه بيماري خود را ميشناسند زيرا درمان ميشوند. باورهاي
بافته شده را از هم بگسليد. عناوين دروغين را كه به خود بستهايد يا به شما بستهاند
بشكنيد. نترسيد. اگر واقعيت داشته باشند از جنس نشكن هستند و اگر ميشكنند خوشحال
باشيد زيرا جاي اين دروغ را واقعيت خواهد گرفت. داشتن دو پا و دو دست و دو از
چيزهاي ديگر به معني انسان نيست. اين به معناي جسم انسان است. جستجو را ادامه
دهيد. كسي كه مسئله را متوجه ميشود، نيمي از جواب را پيدا كرده و كسي كه هنوز
متوجه مسئله نيست، دو بار بايد جواب را پيدا كند. اسم حقيقي خود را پيدا كن. راه
آن اين است كه دل به آسمان بزن و خودت باش. حقوق ديگران را رعايت كن اما خودت باش.
كسي را قرباني خودت نكن اما قرباني ديگران هم نشو و اين يك دكترين حيات بخش است.
دكتريني است كه بزرگان آن را در قوانين زندگي خود داشتند و مدام به آن عمل ميكردند.
پيلۀ كاذب پيرامون خود را پاره ميكردند. بعد چه ميشد؟ آيا آنها به آزادي ميرسيدند؟
نه. ولي قدمي بلند به سوي آزادي و نجات زندگي خود بر ميداشتند. بعد از اين پيلۀ
موهوم آنها با پيلۀ واقعي خود، با قابليتها و ضعفهاي واقعي خود و با خود مواجه
ميشدند.
با دلخوش كنكها دل را خوش نكن. بگذار حقيقتاً و براي هميشه
خوشحال شوي حتي اگر بايد ابتدا رنجي را متحمل شوي. انسان به حرف نيست. به اسم و
ادعا و عنوان نيست. به دانايي اوست و به توانايي اوست. به عمل و نتايج اوست
همانطور كه درخت به ميوۀ آنست.
برگرفته از کتاب تعاليم حق(الاهيسم - جلد دوم)ـ اثر ايليا «ميم»
متنِ «انسان به چیست»
برگرفته از کتابِ جنجال برانگیزِ «آمین- جلد1» است. در این کتاب (که بصورت نشریه
داخلی موسسه علم موفقیت منتشر شده) شابک به چشم نمی خورد و از این لحاظ جزو کتب ممنوعه و زیر زمینی محسوب می شود.
نسخه ی الکترونیکی این کتاب
را می توانید از لینک زیر دانلود کنید :
|
Monday, May 14, 2012
Friday, May 11, 2012
ازدواج تمدنها و پیوند ادیان امری حتمی است و واقع می شود اکنون نیز واقع شد. – ایلیا میم رام الله
پيوند تمدنها و نزديکي اديان
منبع: فيلم گزارش مستند از زندگي ايليا «ميم»
کي از اتهاماتي که دربارۀ ما
مطرح ميشد اين بود که ما ميخواهيم اسلام را با اديان ديگر و بويژه دين
مسيحيت و يهود تلفيق کنيم. طرح اين اتهام عللي داشت و مثل بخش اعظم شايعات
كه بي پايه و كذب بودند، چندان بي اساس نبود. يکي از علل به وجود آمدن چنين
اتهامي محتواي دو سخنراني عمومي از بنده بود.
«عدهاي به سوي قله روان شدند،
همه از يك جهت بالا نرفتند. بعضي از غرب كوه و بعضي از شرق كوه و بعضي از
نقاط ديگر. اندكي از آنان به قله رسيدند و بسياري در بالا رفتن تا دامنهها
و صخرهها موفق شدند. در آخر هر كس شرحي از صعود خود را بيان كرد. عجيب
نيست كه اين شرحها به هم شبيهاند. همه آنها به زبانهاي مختلف درباره يك
حقيقت گفتند. گرچه روشهايشان گاهي با يكديگر متفاوت بود اما منظور همه
صعود بود و به قله رسيدن. و اين چنين، روايتهاي گوناگوني از حقيقت و اسرار
حق پديدار شد كه همه به هم شبيهاند. »
مخاطبان ما از اقشار و اديان
مختلف بودند بنابراين در حرفهايم علاوه بر آيات قرآن به آيات کتاب مقدس،
انجيل، گيتا و کتب مقدس اديان ديگر هم اشاره ميکردم و اين رفتار مولد اين
تصور بود که نکند ما ميخواهيم اديان را با هم تلفيق کنيم. دليل ديگر آن
مأموريت رسمي و آشکاري بود که ما در شرح وظيفۀ بسياري از مراکز و موسسات و
تشکلهاي وابسته تعريف کرده بوديم. طوري که يکي از خطوط شرح وظيفۀ اکثر اين
مراکز و افراد، نزديکي اديان مختلف بويژه اديان بزرگ و مذاهب دروني آنها
به همديگر بود. در تعدادي از جلسات عمومي هم به تدريج به همين موضوع
پرداختيم. واحد متمرکزي هم براي آن فعال شد. يك مركز راهبردي براي نزديكي
اديان و مذاهب به يكديگر. اين مركز در كنار مراكز راهبردي ديگر فعال شد.
واحدهايي مانند مركز راهبردي بررسي فرقهها و جريانات معنوي…
بر اساس اين رويکرد ما عموماً از
اشتراکات اديان حرف ميزديم تا از اختلافات؛ و واقعاً اشتراکات اديان براي
کساني که ميخواهند ببينند، آنقدر زياد است که با اختلافات اندک ميان آنها
قابل مقايسه نيست. کتابهايي هم که موسسات ما چاپ ميکردند مربوط به معلمان
همۀ اديان بود. اسلام، مسيحيت، يهود، هندوئيسم و بوديسم.
تلاش هم کرديم با ديگر واحدهايي
که در ايران و كشورهاي ديگر در اين باره فعاليت ميکنند، همکاري داشته
باشيم اما متأسفانه چون مبناي عمل اکثر آنها پول و کار اداري بود،
تلاشهايي مرده و عقيم و کم اثر به نظر ميرسيدند. ضمن اينکه آنها به ما به
چشم بدبيني نگاه ميکردند. باورشان نمي شد که جمعي بيايند و بدون اينکه از
جايي پول يا دستور گرفته باشند و به دولتي وابسته باشند، در زمينۀ نزديکي
اديان کار کنند.
«تعامل (…) ميان اسلام و يهود و
مسيحيت ميتواند بسياري از مسائل جهان امروز را حل کند زيرا ريشه اکثر
مسائل جهاني در اختلافات ايدئولوژيک است.»
در همان سالهاي اول[1] وقتي
نظريۀ برخورد تمدنهاي هانتينگتون را شنيدم، نظريۀ ازدواج تمدنها را مطرح
کردم. اما اين نظريه به محض مطرح شدن خود با آنکه در محدودۀ کوچکي در حد
يکي دو سخنراني طرح شده بود واکنشهاي شتابزدهاي را با خود به همراه آورد.
اين فقط يک نظريه در بارۀ آيندۀ تمدنها و در بارۀ راه حل مسائل تمدني،
فرهنگي و ديني امروز بود در کنار نظريههاي ديگري که بنده مطرح کرده بودم
اما ما سازوکارهاي منظمي را براي تحقق نظريۀ ازدواج تمدنها [پيوند تمدن
ها] راه اندازي نکرديم بلکه اين را روندي ميدانستيم و هنوز هم ميدانم که
به تدريج و خودبخود محقق خواهد شد. اين چيزها تدريجاً زمينۀ اين اتهام و
شايعه را به وجود آورد که ما قصد داريم اديان مختلف را يکي کنيم. ميگفتند
ما اسلام مسيحي [مسلمانان مسيحي]، اسلام يهودي، اسلام آمريکايي و غربي و
اسلام هندويي و بودايي و شرقي را ميخواهيم راه اندازي کنيم اما اين
اتهامات دروغ بود.
آیا قبل از هر اتفاقی رویای آن وجود دارد؟
آیا
حوادثی که در جهان اتفاق می افتد می تواند نتیجه رویایی باشد که پیش از آن
حادثه و درباره آن وجود داشته است. یعنی همانطور که ضرب المثل قدیمی می
گوید پیش از هر کاری رویای آن وجود داشت، پس هر حادثه و اتفاقی نتیجه رویای
آن حادثه باشد. یا اینکه رویاها فقط نقش خبر گیرنده از غیب و خبر دهنده از
آینده و اسرار را دارند و نه نقش واقعه ساز و خبر آفرین. در آموزش های
رویابینی در مکتب روح زایی، نگاه به هر دو دیدگاه مثبت است. رویاها هم از
اسرار درون خبر می دهند هم می توانند وقایع را بسازند.
به
عنوان مثال دو سال قبل از حملات یازده سپتامبر، یک بازی کامپیوتری به
بازار عرضه شد که در آن هواپیماها به برج ها حمله می کردند؟ آیا این فقط یک
تصادف بود یا می توانست رویایی باشد که توسط ذهن یک طراح بازی های
کامپیوتری دریافت شده و به محصول رسیده است؟ چند قرن پیش نوستر آداموس پیش
گوی معروف، اشاره هایی تامل برانگیز به بعضی از حوادث در جهان و من جمله به
حادثۀ یازده سپتامبر داشته است؟ قرن ها پیش یکی از پیشگویان غرب کشور
(ایران) به نام ایل بیگی جان از به تصرف درآمدن عراق و غارت بغداد می گوید و
حتی درباره این غارت توضیحاتی نیز می دهد. او بسیاری از وقایع دیگر را هم
از قبل می بیند.
هر
یک از مواردی که اشاره شد دارای تفصیلاتی است که جای شرح آنها در این
مقاله مختصر نیست. اما فرصت موجود این اجازه را می دهد که حداقل مثالی از
این دست را توضیح داد. کشتی تایتانیک.
سال
ها قبل از حادثه کشتی تایتانیک یعنی در سال 1898 داستانی توسط مورگان
رابرتسن نوشته شد که هم اکنون نیز دست نوشته های این داستان وجود دارد. در
این داستان که دوازده سال قبل از غرق شدن کشتی تایتانیک نوشته شد، نویسنده
از یک کشتی بزرگ می گوید. کشتی مورد نظر نویسنده، در داستان او رکورد سرعت
زمان خود را می شکند. مسافران آن بعضی از شخصیت های مهم و ثروتمند هستند.
زمان حرکت آن در ماه آوریل است. مسیر حرکت کشتی در نواحی شمالی اقیانوس
اطلس است که یکدفعه با یک کوه یخی شناور برخورد می کند و غرق می شود. در
این داستان نویسنده می گوید که تعداد کمی از این کشتی نجات پیدا می کنند
چون فقط بیست و چهار قایق نجات وجود دارد. مشابه جزئیات و نشانه هایی که
رابرتسون در دوازده سال قبل، درباره کشتی خیالی خود، در داستان اش بیان می
کند، واقعاً درباره کشتی تایتانیک اتفاق می افتد.
در
داستان رابرتسون، اسم کشتی تایتان است. مشابه اسم تایتانیک. تایتان خیالی
بر اثر برخورد با یخ غرق می شود. قایق های نجات در داستان کشتی تایتان بین
بیست تا بیست و پنج بود در تایتانیک هم همین تعداد قایق نجات وجود داشت.
سرعت هر دو کشتی هنگامی که به کوه یخ برخورد می کردند نزدیک به 24 گره
دریایی بود. طول هر دو کشتی بین 800 تا 900 پا بود. وزن هر دو کشتی خیالی و
واقعی، بین 6 تا 8 هزار تن بود و هر دو کشتی دارای سه پروانه بزرگ بودند.
آیا
این داستان می توانست رویای مکتوب از حادثه تایتانیک باشد، رویایی که یا
توسط نویسنده آن دریافت شد و به داستان مبدل گشت یا اینکه توسط یک رویابین
دیده شد و سپس به نویسنده داستان انتقال یافت.
و
خبری جالب درباره قمر تایتان که بزرگترین قمر سیاره کیوان است. (البته به
مناسبت داستان تایتان و تایتانیک) چند روز پیش کاوشگر فضایی هویگینز، پس از
فرود بر تایتان اولین اطلاعاتی را که از تایتان به دست آورد به زمین
مخابره کرد. دانشمندان مطمئن هستند که هویگینز طی دو ساعت اول پس از فرود،
اطلاعاتی را مخابره کرده است که تلسکوپ فضایی گرین بک و آژانس فضایی اروپا
آن را ردیابی کرده اند که همین نشان دهنده سلامت هویگینز در دو ساعت اولیه
فرود می باشد.بر اساس همین اطلاعات محدود و اولیه، دانشمندان متوجه شدند که
تایتان با غبار ضخیمی احاطه شده است که اجازه نمی دهد وضعیت طبیعی آن
بررسی شود به همین دلیل نمی توان گفت که آیا هویگینز هنگامی که بر سطح
تایتان فرود آمده است سطح آن پوشیده از سنگ و یخ بوده یا اینکه بر سطحی
قیرگون و دریایی مانند روغن سیاه فرود آمده
Tuesday, May 1, 2012
رویاها؛
واقعه گو یا واقعه ساز (قسمت اول)
ازدواج تمدنها و پیوند ادیان امری حتمی است و واقع می شود . اکنون نیز واقع شد. ایلیا میم
پيوند
تمدنها
برگرفته از تعالیم به روایت ال
یاسین
«از طریق بسم
الله الرحمن الرحیم می تواند همه ادیان و فرهنگ ها و تمدن ها را به یکدیگر پیوند
زد. بسم الله الرحمن الرحیم قادر است پیوند گاه همه تمدن ها باشد. این رویای بزرگ
و کامل است برای آینده تمدن های بشری.»
انسان متولد ميشود، رشد ميکند، به بلوغ ميرسد، ازدواج ميکند. پس از ازدواج،
سرنوشتهاي مختلفي در انتظار اوست. اما غالباً بعد از ازدواج، او شاهد تولد فرزندان
خود خواهد بود. با بزرگ شدن فرزندان، او فرسودهتر شده و دوران ميانسالي
و سالخوردگي را و سپس مرگ را تجربه خواهد کرد. اتفاقي که براي عموم انسانها رخ داده
است همان است که براي اکثر تمدنها رخ داده و واقع خواهد شد. و اين عصر زمان پيوند تمدن
هاست. ازدواج فرهنگها و اديان. زوجيت تمدنها.
ازدواج ممکن است پس از گفتگو يا حتي برخورد رخ دهد اما بسياري
از ازدواجها نيز بودهاند که بدون مقدمۀ گفتگو يا برخورد رخ داده اند. بعضي تمدنها
در اين ازدواج، مذکر خواهند بود و برخي مؤنث. همانطور که در وضعيت موجود هم تمدنها
ممکن است مذکر، مؤنث يا شبيه به خنثي باشند. مذکرها نقشي فعال، تصميم گيرنده و پيشرونده
(...) را خواهند داشت و مؤنثها نيز نقشي انفعالي تر، تصميم ساز و پذيرا را به عهده دارند.
حتي ممکن است بعضي از تمدنهاي مؤنث پس از ارتباط جديد، تغيير حالت دهند و نقشي معکوس
به عهده گيرند. پيوند تمدنها ميگويد بشر موجودي تنهاست و از کودکي تا پايان عمر خود به دنبال
پيوند است. اين تمايل بر جوامع بشري نيز حاکم است. داستانها، افسانهها و غالب تلاش بشر
به سوي ازدواج جهت گيري دارد و اين همان جهت گيري جوامع بشري است. تعريف انسان در اين
ديدگاه اين نيست که انسان موجودي شرور يا خيرخواه است. آنست که انسان موجودي است ارتباطي
و خواستار ارتباط و پيوند. انسان بدون پيوند قادر به ادامۀ حيات نيست. پيوند با چيز
ديگر؛ خدا، انديشه ها، رؤياها و عمومي ترين آن پيوند با همسر. تمدنها نيز همين مسير
را رفتهاند و خواهند رفت و حال که به بلوغ خود رسيدهاند (آنها که پيش از
اين نرسيده اند) زمان پيوند آنهاست. بسياري از اديان از امروز به هم آميختهاند و روند اين آميختگي
از ديروز آغاز شده است. مسيحيان يهودي، مسيحيان هندو... و همين اتفاق در مورد تمدنها
واقع شده و وقوع آن رو به فزوني است. ازدواج تمدن غرب و شرق و شکل گيري تمدني جديد
و زاييده از آن که نه اين است و نه آن، نمونهاي است از اين واقعيت.
اين به معناي اضمحلال و انحلال تمدنهاي پيشين و ظهور و بروز تمدنهاي نوين است. تمدن
نوين ويژگيهايي را از تمدن پدر و مادر به ارث ميبرد اما غالباً با آن
دو متفاوت است. يک فرزند ميتواند خلف يا ناخلف باشد، سالم يا ناقص الخلقه باشد، تولد آن
بهنگام يا نابهنگام باشد و حالات مشابه ديگر، و همين واقعيت در پيوند تمدنها نيز صادق است. حتي
بعضي از تمدنهاي جديد از سنخ «ضد تمدن» اند و در تضاد با تمدنهاي سازندۀ خود موجوديت
مييابند. بعضي از تمدنهايي که پيش از اين پيوند خوردهاند از همديگر جدا خواهند
شد زيرا بعضي از پيوندها با يکديگر همخواني يا ناهمخواني دارند... يک مرد يا زن ممکن
است بيش از يک ازدواج را تجربه کنند و همين تعدد ازدواج چه بسا دربارۀ تمدني رخ دهد
همانطور که پيش از اين رخ داده است...
«دین برای انسان
است نه انسان برای دین... نباید زندگی انسانها قربانی اختلاف ادیان شود.»
پايان کار گفتگوها برخورد يا گفتگو نيست، ازدواج است، پيوند
تمدن ها. و اين پيوند در ابعاد مختلف رخ داده و رخ ميدهد. چگونگي اين پيوند
سرنوشت جهان را رقم خواهد زد.
رفتار تمدنها بسان رفتار انسانها و خانواده هاست. يکي دومي را در خود
ميبلعد اما آنکه بلعيده شده نابود نمي شود بلکه اولي را از درون
تغيير ميدهد. وقتي دو تا از همديگر تغذيه ميکنند هر دو تغيير ميکنند. پيوند تمدن ها،
شراکت تمدن هاست. شراکتي از نزديک و آميزش آسا. در اين آميزش، آميزندگان از يکديگر
قابل تفکيک و تشخيص نيستند. اين پيوند به گونه ايست که به هم پيوستگان دچار جهش خواهند
شد ولي معلوم نيست که اين جهش براي هر دو يکسان باشد و چه بسا جهش در جهتي متضاد رخ
دهد...
در پيوند تمدنها مفهوم و روال دموکراسي
و آنچه به آن و به تمدن جديد وابسته است دگرگون خواهد شد... وقتي يکي جذب يکي ديگر
ميشود اين ميتواند به آن معنا باشد که اين يکي سومي را يا ترکيب سومي و چهارمي،
ترکيب اولي و دومي را دفع ميکند. پس بعضي تمدنها يا ترکيبهاي جديد، تمدنهاي ديگر
را دفع خواهند کرد. اين رفتار (دفعي و جذبي) متفاوت با رفتارهاي پيشين است و جهت گيري
آن جنگ نيست بلکه صلح است. جهت گيري جهان به سمت صلح بزرگ است، ولي پس از يک اتفاق
بزرگ اين حركت بسيار قدرتمند خواهد شد .
« ازدواج تمدنها و
پیوند ادیان امری حتمی است و واقع می شود . اکنون نیز واقع شد. »
Labels:
استاد ایلیا,
ال یاسین,
الیا رام الله,
الیاس رام الله,
ایلیا,
ایلیا رام اله,
ایلیا میم رام الله,
ایلیا میم رام الله کیست,
ایلیا میم کیست,
پیمان فتاحی ، استاد ایلیا میم رام الله ، ایلیا میم ، رام اله ، ایلیا رام اله ،,
رام اله,
راما الله,
رامالله,
عکس از ایلیا رام الله,
عکس از پیمان فتاحی,
عکس از ضد فرقه رام الله,
عکس های خانوادگی پیمان فتاحی,
فتاحی,
مستندات ضد فرقه رام الله,
میم کیست
Subscribe to:
Posts (Atom)

















