Showing posts with label نقد جنبش های دینی و معنوی جدید. Show all posts
Showing posts with label نقد جنبش های دینی و معنوی جدید. Show all posts

Thursday, December 27, 2012

تحريف و مونتاژ گزارش هاي مردمي درباره استاد ایلیا رام الله-پیمان فتاحی


تحريف و مونتاژ گزارش هاي مردمي
در سال 1386 يكي از نهادهاي مرموز امنيتي براي تخريب ايليا «ميم» و بي اعتبار سازي او در سطح جامعه به روش قديمي و تجربه شدۀ تحريف و مونتاژ متوسل شد. اين نهاد مرموز امنيتي كه داراي شبكه اي عظيم از امكانات و اهرم هاي رسانه اي و داراي نفوذ در مراكز مختلف بود، بعد از دسترسي به برخي از اسناد مرتبط به ايليا «ميم» كه به قول يكي از مأموران آن از طريق «ربايش» به دست آمده بود، با واقعيتي بزرگ و تكان دهنده روبرو شد: صدها نفر از مردم، در بارۀ معلم بزرگ ايليا «ميم» گزارش هايي مي دادند كه همۀ اين گزارش ها به نوعي حكايت از قدرت خدادادي و عظمت روحي اين معلم بزرگ داشت. برخي از اين افراد تاكنون ايليا را نديده بودند و حتي چيزي در بارۀ او نشنيده بودند. اين گزارش ها كه به گزارش هاي مستند مردمي شهرت يافت شامل چند دسته مي شد : يك - تجربه هاي غيرحضوري مردم در ارتباط با استاد.  دو- تجربه هاي حضوري آنها از نيروي الهي و شعور نوراني استاد.  سه- كساني كه رؤياهاي عجيب و استثنايي در بارۀ استاد ديده بودند.  چهار- كساني كه پيش از اين استاد را نديده بودند و رؤياهايي خارق العاده و تكان دهنده در بارۀ او ديده بودند كه بعد از ملاقات، استاد را شناخته بودند .
وقتي كه اين نهاد امنيتي كه اختصاراً اِبا ناميده مي شود با اين اسناد تكان دهنده برخورد كرد تنها راه حل را در تحريف و مونتاژ اين فيلم ها ديد. به همين دليل، گزارش هاي مستند مردمي مورد تحريف قرار گرفت. بخش امنيتي اديان از طرق مختلفي به جعل و تحريف اين گزارش هاي مستند دست زد كه برخي از آنها عبارت بودند از:
به ابتداي بعضي از اين گزارش ها، مصاحبه هايي اضافه شد كه با برخي از افراد انجام شده بود با اين محتوا كه رؤياها حجت نيستند و اصالت ندارند.
همين افراد مي گفتند كه برخي ازاين خوابهاي خارق العاده و رؤياهاي بسيار عجيبي كه مردم در بارۀ معلم بزرگ ايليا «ميم» ديده اند نتيجۀ تسخير و تصرف روحي است كه از جانب اين فرد در افراد اعمال شده است. اما آنها فراموش كردند كه هزاران نفر چنين رؤياهايي را ديده بودند و بعضي از آنها هيچ آشنايي قبلي با استاد نداشتند. برخي از آنها از كشورهاي ديگر اين گزارش ها را ارسال كرده بودند و حتي بعضي از گزارش دهندگان زمان رؤياي خود را به سالها قبل و حتي زمان كودكي و نوجواني خود مربوط مي دانستند. (اين افراد ده تا بيست سال بعد با استاد آشنا شدند)
در ابتداي برخي از گزارش هاي مستند مردمي مربوط به رؤيا، با دو روانشناس صحبت مي شود و آنها مي گويند كه اين رؤياها و تجربه هاي حضوري (تجربۀ اعمال خارق العاده و نشانه هاي قدرت الهي) چيزي جز توهم و نشانۀ گرايش شخص به بيماري هاي رواني نيست؛ و البته بسياري از گزارش دهندگان و شاهدان كساني هستند كه در بالاترين مراتب علمي، فرهنگي و تحصيلات دانشگاهي قرار دارند و بعضي از آنها اساتيد دانشگاه مي باشند.
قبل از بعضي از گزارش هاي مستند تجربيات (حضوري و غيرحضوري)، يك كارشناس امنيتي كه تصوير او معلوم نيست توضيح مي دهد كه همۀ اين اعمال چشم بندي، تردستي و شعبده است. سپس برش هايي از متن داخلي خود فيلم ها پخش مي شود كه ابتدا و انتهاي آنها حذف شده است و ناجوانمردانه ترين و حقه بازانه ترين استفادۀ ممكن صورت گرفته است. بعنوان مثال گزارش دهنده در طول حرفهاي خود مي گويد  «ما قصد داشتيم استاد را بزرگ كنيم». بعد از اين جمله، گويندۀ مربوطه نتيجه مي گيرد همۀ اين كارها براي بزرگ سازي اين فرد (ايليا «ميم») و بت سازي بوده است. اما وقتي كه به اصل فيلم رجوع مي كنيم جملۀ كامل به اين شكل است: «همۀ ما استاد را دوست داشتيم و با توجه به تجربيات خارق العاده اي كه از او داشتيم و كارهاي بزرگي كه از او ديده بوديم مي خواستيم اينها را براي ديگران بازگو كنيم ولي چون استاد با اين كار موافق نبودند ما اخبار مكتوم را براي همه بيان نمي كرديم. با اين وجود دشمنان استاد  مي گفتند كه ما قصد داشتيم استاد را بزرگ كنيم». مشخص است كه با حذف جملات قبل از جملۀ مورد  نظر تحريف گران، كل معنا وارونه مي شود. در جاي ديگري از اين فيلم هاي تحريف شده، بعد از پخش چند گزارش مستند از تجربيات خارق العاده و مشاهدات حضوري مردم، قطعه اي از فيلم معلم بزرگ ايليا «ميم» پخش مي شود كه با همين روش ابتدايي، جعل و تحريف شده است. بعد از اين، تعدادی از گزارش هاي مستند كه در بارۀ استاد ايليا «ميم» مي باشد، قطعه كوتاهي فيلم با اين مضمون پخش مي شود: «اينها همه يا دروغ است يا توهم و گزارش دهندگان يا در اشتباه بوده اند يا دانسته و به قصدي دروغ گفته اند. من هيچ وقت اينها را تأييد نكردم و همه را هم غيرواقعي مي دانم و اين را هم چند بار تذكر دادم ». اين حرف كه مي تواند براي بيننده كاملاً فريبنده باشد و او را بطور كامل از حقيقت موضوع منحرف و دچار توهم كند، بريده اي است از يك فيلم مصاحبه و قسمتي از جواب استاد به اين سوال است كه «مي گويند شما از راه دور در آمريكا يك نفر را بعد از مرگ مغزي زنده كرده ايد و گفته ايد كه مي توانيد در هر نقطه از دنيا زلزله بوجود بياوريد.» سپس استاد ايليا «ميم» در پاسخ به اين موضوع مي گويند: «اينها همه يا دروغ است يا توهم و گزارش دهندگان يا در اشتباه بوده اند يا دانسته دروغ گفته اند. من هيچ وقت اينها را تأييد نكردم و همه را هم غيرواقعي مي دانم و اين را هم چند بار تذكر دادم».

فرومايگان سعى مى‏كنند با دروغ از موانع عبور كنند و همين به پليدى آنها منجر مى‏شود و موجب سقوط آنها مى‏گردد. هنر آنست كه تو بدون دروغ و براساس راستى به حل مسائل‏ات بپردازى. ایلیا «میم »



در قسمتي ديگر از فيلم، فردي كه خود را مطلع نشان مي دهد، در بارۀ اين گزارش هاي مستند اظهار نظر مي كند كه: «برخي افراد با استفاده از قدرتهاي شيطاني و با استمداد از روح شيطان قادرند كارهاي عجيب و غريب انجام دهند و با كمك شيطان و اجنه بسياري را شفا دهند يا آينده را پيش گويي كنند يا در چيزهاي مختلف تصرف و نفوذ كنند و حتي ارواح انساني را به تسخير خود در بياورند. حتي ما نبايد بعيد بدانيم كه يك انسان تجسم خود شيطان باشد». با توجه به محتواي كل فيلم، كاملاً مشخص است كه منظور اين شخص، استاد مي باشد. اما مونتاژ كاران و جعل كنندگان اين فيلم فراموش مي كنند كه دچار تناقض گويي هاي فاحش شده اند، اگر اتفاقي چشم بندي است (يعني همان اتهامي كه به گواهي آيات متعدد و مكرر قرآن متوجه همۀ بزرگان، همۀ انبياء و اولياء الهي بوده است) چطور اين اتفاقات اصلاً وجود نداشته است (با استناد به قطعۀ جدا شده از فيلم استاد) يا چطور اين اتفاقات با توجه به شيطان واقعي و تبديل به سحر و جادو مي شود. اما نكتۀ بسيار مهم اين است كه بعد از خروج استاد ايليا «ميم» از زندان، كارهايي خارق العاده و حيرت انگيز از بعضي از شاگردان استاد هم ديده شد. بعد از تخريب هاي پي درپي و ترور شخصيتي استاد، رؤياهاي عجيب و تكان دهنده، بسيار بيشتر از گذشته ديده شد و گزارش هاي شاهدان و تجربه كنندگان دچار رشد و سير صعودي شد...

همه اين تحريف ها، به طور طبيعي و با نشانه هايي كه تا آن زمان رخ داده بود و پس از آن نيز تكرار شد و ادامه يافت، بر ملا شده بود.
لینک‌های مرتبط:

Monday, December 24, 2012

بنيانگذار الاهيسم –ایلیا م رام الله


بنيانگذار الاهيسم
به روايت يكي از شاگردان استاد ایلیا رام الله
تعليمات الاهيسم در ايران و خاورميانه براي اولين بار توسط ايليا بيان مي‌شد اما بنيانگذار اين تعليمات تا آنجا که ما مي‌دانيم ايليا نيست بلکه ايليا يکي از راويان اصلي الاهيسم بود و آموزه‌هاي بنيادي الاهيسم را در قالبها و به شيوه‌هايي هماهنگ با شرايط اين عصر تفسير و تبيين کرده بود. پيش از ايليا، معلم الاهيسم استاد معظم يحيي روح الله بود و ايشان مستقيماً به بعضي ديگر از شاگردان خود، الاهيسم را آموزش داده بودند. بعضي از اين افراد عموماً با استاد در ارتباط بودند و تفسير و روايت ايشان را بعنوان تفسير کامل و روايت عالي قبول داشتند. عدۀ ديگري نيز آموزه‌هاي الاهيسم را از حضرت استاد روح الله، در نقاط مختلف دنيا دريافت کرده بودند که بعضي از آنها داراي معروفيتي جهاني هستند. در آنجا ايشان را به نام روح الله نمي شناختند بلکه استاد معظم يحيي روح الله در نقاط مختلف دنيا داراي اسامي متعددي بودند مانند ديويد هيوم و دهها اسم ديگر. گاهي نيز به ايشان ماها يا باباجي يا ماهاآواتار مي‌گفتند. کتابهاي زيادي طي دهه‌هاي گذشته و قرن اخير در بارۀ استاد معظم يحيي روح الله توسط اساتيد معنوي نوشته شده است با اين تفاوت که اسامي مورد اشاره در اين کتابها که همگي مشخصات و ويژگي‌هاي يک فرد واحد را بيان مي‌کنند، يکسان نيست. فيلم‌هايي نيز به روايت از بعضي از بزرگان در بارۀ ايشان وجود دارد... حتي اين معلوم نبود كه «ماها» اولين معلم و بنيانگذار اين تعليمات كامل و جامع باطني باشد. الاهيسم معلمان بزرگي در طول تاريخ داشته است و خود عبارت الاهيسم در قالب كلمات مختلفي عرضه شده است. اما در هيچيك از متون مادر الاهيسم بطور مشخص و دقيق از اولين بنيانگذار الاهيسم سخني به ميان نيامده است بلكه آدرس‌ها به گونه‌اي است كه حتي مثلاً وقتي كه در بارۀ بزرگان اين مكتب باطني يا حتي «ماها» صحبت مي‌شود به دليل ويژگي‌هايي مانند گمنام بودن و حفظ اسرار، گاهي اين افراد و معلمان بزرگ در هاله‌اي از ابهام حضور مي‌يابند و حتي يك ذهن بدبين ممكن است تصور كند كه بعضي از آنها فاقد وجود تاريخي هستند مانند همان نظريۀ تاريخي كه عيسي مسيح را نه يك شخص واقعي بلكه صرفاً يك رويا و اسطوره مي‌داند. نظريه‌اي كه در قرن اخير در ميان اكثر روشنفكران مسيحي شايع است.
ظاهراً الاهيسم جرياني بود به موازات جريانات ديگري مانند يوگا، فالون گنگ، شمنيزم، ساينتولژي، تي ام، تانترا، اکنکار و صدها جريان معنوي ديگري که بسياري از آنها امروز هم وجود دارند و گفته مي‌شود که تعداد همۀ آنها بيش از شش هزار جريان معنوي است اما به دلايل زيادي الاهيسم با اين جريانات قابل مقايسه نيست از جمله اينکه الاهيسم داراي هسته‌هاي بنيادي کاملاً متفاوتي و من جمله اصل توحيد (لااله الا الله) و ساير اصول آسماني است. بر حقانيت همۀ اديان هدايت کننده و خداگرا صحه مي‌گذارد و در عين حال خود را يک دين يا مذهب يا فرقه نمي داند بلکه در گرايش خداگرايي خلاصه مي‌شود. الاهيسم يك مكتب باطني است و ارتباطي با دين و مذهب ندارد بلكه دينداران را به پيروي كامل و هوشمندانه از دين خود توصيه مي‌كند...
ما مخالف جريانهاي وارداتي (اكنكار، يوگا، شمنيزم و غيره) نبوديم بلكه روش ما پيوند و جهت دهي توحيدي بود. پديده‌اي مانند يوگا يا موارد مشابه به پديده‌اي جهاني مبدل شده بود. اينها واقعياتي غيرقابل انكار و اجتناب ناپذير بودند. انكار كردن پديده‌هاي واقعي مخصوصاً جهاني عملاً امري امكان ناپذير است. بنابراين ما به جاي انكار اين جريانات از چند طريق عمل مي‌كرديم:
يك. آشكارسازي جذابيت و عظمت تعاليم الهي و كلام خدا.
دو. الهي سازي جريانات. يعني سعي مي‌كرديم اين جريانات را با توجه به كلام خدا هر چه بيشتر اصلاح كنيم و جهت آنها را در مسير خداگرايي تغيير دهيم.
هنرهاي ماورايي، روش‌هاي NX، فنون باطني و طرق روح زايي چيزي نبود جز تفسير معنوي و كاربردهاي باطني كلام خدا بويژه مفهوم تسليم الهي. هستۀ اصلي تعليمات اكنكار كه داراي گسترش جهاني است پرواز روح است. ما در هنرهاي ماورايي هم هنر پرواز روح داريم اما آنچه در الاهيسم و هنرهاي ماورايي گفته مي‌شود مو به مو و ذره به ذره بر اساس كلام خدا و كتاب خداست. از طرفي كارايي و توانمندي روش‌هاي بكار رفته در الاهيسم، با آنچه بعنوان مشابه در مكتبهاي ديگر است واقعاً و به شد غيرقابل مقايسه است. اين دو حيطه مثل تفاوت شخم زدن يك زمين با گاوآهن در مقايسه با شخم زدن آن با تراكتور است. مثل تفاوت هواپيماي فوق مدرن با هواپيماهاي ابتدايي در جنگ جهاني دوم است. بعنوان نمونه تفاوت بين آموزه‌هاي نشانه شناسي در الاهيسم با آنچه در شمنيزم ديده مي‌شود فرق بين مشعلي بزرگ و فروزان است با نور يك شمع. به اين دليل در بارۀ نشانه شناسي، شمنيزم را مثال مي‌زنم چون شمنيزم اوج و قلۀ تعليمات نشانه شناسي باطني است. يا آنچه بعنوان رويابيني در الاهيسم مطرح است با مثلاً مكتب رويابيني تبتي كه سبكي شاخص محسوب مي‌شود، قابل مقايسه نيست كه البته هر كدام از اين موضوعات در جاي خود و به صورت تخصصي و طي كتابهايي مورد بحث قرار گرفته است. مثلاً با مطالعۀ كتاب مكتبهاي رويابيني كه توسط محققي برجسته در زمينۀ علوم باطني تأليف شده است به سادگي به تفاوت فوق العاده‌اي كه بين مكتبهاي رويابيني و رويابيني الاهيسمي وجود دارد پي مي‌بريم.
الاهيسم تنها بر كليات و اصول اساسي كلام خدا تأكيد دارد. بر خداگرايي، تسليم الهي، توجه به خداوند و عشق الهي.
...

دوره‌هاي تعليمي الاهيسم
در آن سالهاي دورتر در کنار تعليمات اصلي و اساسي ايليا که همان تسليم الهي و تفکر متعالي بود، ما بعنوان تمرين و تجربه‌هاي عبوري، برخي از روش‌هاي باطني و فنون مربوط به آنها را هم تجربه مي‌کرديم. عنوان اين دوره از آموزش‌ها «دورۀ نجومي» بود که به صورت ناآشکار و تقريباً محرمانه آموزش داده مي‌شد. دورۀ نجومي اسمي بود که بعدها روي آن گذاشتيم. وقتي که به دوره‌هاي تعليمات عمومي استاد دورۀ خورشيدي گفته شد، اسم اين دوره هم نجومي شد. تنوع روش‌ها و فنوني که در دورۀ نجومي آموزش داده مي‌شد بسيار بالا و جذابيت و کششي که عليرغم سختي‌هاي فراوان، در آنها وجود داشت بسيار زياد بود. روش‌هايي که در دورۀ نجومي آموزش داده مي‌شد به هفت شاخۀ کلي تقسيم شده بود و هر طيف از کارورزان باطني يکي از اين شاخه‌ها را تمرين و تجربه مي‌کردند. ايليا عموماً به سرشاخه‌ها و مربيان اصلي آموزش مي‌داد و جز بنابر ضرورت، ارتباطي (از اين زاويه) با بقيه نداشت. حتي بعضي از کارورزان باطني ايليا را بعنوان معلم اصلي نمي شناختند و همين زمينه‌اي را فراهم مي‌کرد تا در مواقع خاصي ايليا خودش به آزمون آنها دست بزند. پايين بودن سن ايليا و ناشناس بودن او براي بعضي از کارورزان، شرايط را براي اين کار مناسب‌تر مي‌کرد...

لینک‌های مرتبط:
اولين بار در سال 1375 آموزش‏هاي علني و عمومي پیمان فتاحی در سن 23 سالگي در تهران آغاز شد , آموزش هاي ايليا «ميم» , الاهيسم خوانده مي شود ,. ایلیا رام الله براي تعليمات خود پولي دريافت نمي‏کند , بنيانگذار الاهيسم ماهاآواتار مي‌باشد , ماهاآواتار در ايران با اسم استاد روح الله شناخته مي‌شود , الاهيسم باطني را مي‌توان معادل علوم باطني با جهت گيري خداگرا دانست و ارتباطي با هيچ يک از اديان , مذاهب يا فرقه‌ها ندارد , يکي از محوري‏ترين آموزش‏هاي پیمان فتاحی- آموزش روش‏هاي سي و شش گانه تفکري است که با عنوان XYZ شناخته مي‌شود ,روشهایی مانند تفکر خلاق-تفکر مفهوم‏ياب- دورانديش- قرينه‏اي- فراانديش- روش‏هاي تصميم‏گيري- تصميم‏سازي و تصميم‏بيني از تعالیم ایلیا رام الله می باشد , آموزش‏هاي عمومي ايليا «ميم» درباره حضور الهي , تجربه عشق الهي , احياء روح , انقلاب دروني , نور زنده , هدايت الهي و زندگي متعالي مي‌باشد , هماهنگ عمل کردن با روح و حرکت کائنات يکي از مهمترين توصيه‌هاي ایلیا میم است , ایلیا بارها اشاره کرده است که «مسيح و مسح شدگان ديگر زنده‌اند و تعليم مي‌دهند» , تعداد شاگردان و پيروان استاد ايليا «ميم» به دهها هزار تن مي‌رسد , در بين پيروان و شاگردان ايليا از همه اقشار مردم ديده مي‏شود , از بعضي از شاگردان ايليا نيز توانايي‌هاي فوق العاده‌اي گزارش شده است , ايليا با هر دسته از مردم با روش متناسبي ارتباط برقرار مي‏کند , آموزش‌هاي ايليا «ميم» ابعاد متعددي دارد بطوري که در زمينه‌هاي مختلف زندگي انسان قابل تعميم است , موزش‌هاي ایلیا داراي سه جنبه ذهني , قلبي و روحي